دقیقا منم.
دقیقا منم.
🥲💋
فرناز جون😔💋
:**
:**
تو یه وضعیت باخت باخت هستیم. نتیجه مذاکرات هر چی بشه این ماییم که باختیم.
میشه گفت یکی از سختترین سی ساعتهای زندگیم رو از دیروز غروب تا الان گذروندم. خیلی خسته و درموندهام.
🥲
والا من نوعی خیلی هم ناراحتم و خیلی هم ترسیدهام و خیلی هم نگرانم ولی کاری از دستم برنمیاد.
متاسفانه هرچی بشه بده.
متاسفانه هرچی بشه بده.
فعلا سر تا پاش غائط سیاسته برای ما.
این تست گرایش سیاسی رو زدم و مطابق انتظار چپ لیبرتارین دراومدم. چپ خفیف، لیبرتارین متوسط.
کار اونها غیراخلاقی و غیرانسانیه.
آدمای زیادی اطرافم هستن که بیصبرانه منتظرجنگن.خیلی میترسن ومیدونن ممکنه خودشون کشته بشن.اما چرا؟این جمله رو از خیلیا شنیدم که دیگه حتی یک روز هم نمیخوام باآخوند زندگی کنم.مردم انقدربه جان اومدن که حاضرن قمارکنن،رولت روسی بازی کنن،هرکاری،فقط یه قدم به رفتن آخوند نزدیک بشن.ازنادانی نیست،ازناچاری محضه.
میخوام از این به بعد هرباری که قراری، دیداری، سفری، هرجی رو کنسل میکنم برم جلوی آینه بایستم و به سمت خودم شعار بدم «بیشرف بیشرف بیشرف بیشرف». در حالی که اگه مقدور بود هممممممممهچیز رو کنسل میکردم و تنها روی سهپایه مینشستم تو سایه.
این سرود ما که فلان اینجور در ذهنم مونده که: ما که می
رقصیم و این خانه سراسر بندر است. خوب هم هست از مدل اصلیش بهتره. ما اصلا قصدمون این نبود که انقدر بجنگیم. تو پاچهمون رفت.
دیگه به نقطه فرسایش واقعی رسیدم. از خوندن اخبار، سرد و گرم شدن، اضطراب بیشتر و کمتر. کلی هم کار واقعی دارم در زندگی واقعی. میخوام این هفته برم کارهای واقعی رو انجام بدم و کمتر خبر بخونم بلکه فرسودگیام ترمیم بشه و آماده رویارویی با راند بعدی بدبختیهای ملیمون بشم.
بله موافقم کارکردش برای اشخاص همینه. ما مردم عادی چیزی بیش از اینم از دستمون برنمیاد، داخل یا خارج فرقی نداره. کسان دیگری باید کاری بکنن که نمیکنن.
بچه ها پرسیدن چرا همهش یه مشت مرد نشستهن دور هم حرف میزنن؟
چون معمولا مردا هستن که کسی ر دارن که شامشان ر میپزه و کودکشان ر تیمار میکنه و وقت دارن که بیان این طور به تفصیل گعده بشینن و نظرات گهربارشان ر به اطلاع جهان برسانن.
راستش من میفهمم که بچههای خارج از ایران دوست دارن یه کاری کردهباشن، هر کاری. یه کار بزرگ دستهجمعی برای رسوندن صدای ما به خارج از مرزها. ممنونشون هم هستم. ولی نمیدونم آیا این تجمع ۱۴ فوریه قراره اثربخشی مشخصی داشتهباشه؟! پهلوی برای بعدش برنامهای داره؟! متاسفانه گمان نمیکنم برنامهای در کار باشه.
نگرانم هیچ ته و انتها و روز مشخصی برای اتمام این تعلیق وجود نداشتهباشه، هیچ روز ظفری. این وضع هفتهها و ماهها و سالها کش پیدا کنه و تبدیل بشه به وضعیت عادی زندگی. چیزها تغییر کنن، ذرهذره، به بدبختی، با خون دل، بطور غیررسمی، با مقاومت، با زجر. راستش و متاسفانه فکر میکنم که همین هم خواهد شد.
من کربه برای واگذاری دارم
من با دو مدل داروی ضد افسردگی روزی چندبار گریه میکنم. کارم از این حرفا گذشته که دارو مانعش بشه.
به خدا!
یه جوری سمپات سمپات میکنه انگار سال ۱۳۵۶ ئه ما هم با اورکت M-1965 و سیبیل دسته موتوری و چارقد طوسی جلوی دانشگاه تهران اعلامیه دست به دست میکنیم. بشین بابا عنتر.
زیر پست بهاره هدایت کامنت گذاشتم که بیادبه.گذشته از فحشایی که خوردم فامیلمون هم اومد از در مچگیری و ملانقطی بازی که تو سمپات میرحسینی.اول نرم نرم پیش رفتم دیدم نه این دندهاش میخاره! ریدم بهش. بعد نشست عقب اون شروع کرد نرم نرم من رو دعوت به اردوگاه سلطنت بکنه. باید میگفتم عه!تو هم سمپات رضایی جیگر!
چیز اون دوستتون. اون چرا اینجوری میکنه؟!
دلم میخواد زیر تخت قایم بشم. نه چیزی ببینم نه چیزی بشنوم.