دیدم که بر نداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم
گریستم
دیدم که بر نداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم
گریستم
مجازی از اسمش معلومه بیشتر افراد در حال دروغ گفتنن و ارزوهاشونو بیان میکنن به هیچکی نمیشه اعتماد کرد 16سال زندگی رو اینجا دارم دروغ میشنم در موردش نمیگم پولدار بودم ولی ولی بیپول نبودم متوسط کار کردم ساختم تنهایی حالا میگه نخواست بگو کمک نکردم نگو نخواست
یه نفر اینجا هست دوست خیلیاتونه و زن سابق منه بعد 16سال زندگی به بهونه ازادی و پول ول کرد رفت
حالا اینجا یه پستایی میزاره کسایی که میشناسن هنگ میکنن 16سال دروغ گفت خیانت کرد افسردگی شدید داشت با همش کنار اومدم
بعد یکم ارث رسد بهش فکر کرد میتونه هر کاری بکنه رفت حالا دم از ادم بودن میزنه
درست 12سال پیش تو این روز یه من کوچولو دوباره به دنیا اومد تنها فرقش با من این بود که دختر بود و هر روز که میگذره بیشتر شبیه هم میشیم من اون میشم و اون من تا یکی بشیم
تنها چیزی تو دنیا که هیچکس نمیتونه ازم بگیره
دخترم تولدت مبارک
با عشق باب سیا
ان جغد شوم که در این مملکت نشست
روزی به قبر خودش زار میزند
لعنت به دین و ایمونتون
لعنت به لحظه لحظه وجودتون
ارمیتا گراوند شهید جدید ایران
رفته بودم سر ان کوچه که از دکه ان
نخ سیگار بگیرم
بزنم بر زخمم
ناگهان دیدمش از دور
و عاشق گشتم
یه بحث هم این وسط هست که ایا کار اون واقعا اشتباه بوده یا فکر میکردیم اون اشتباه کرده و یا شاید اشتباه خودمون رو گردن کسی میندازیم کاری که با من کردم تمام زندگیش اشتباه بود ولی همیشه منو مقصر میدونست به من میگفت لجباز ولی همیشه حرف خودش بود اخرم رفت که ازاد باشه برا کاراش
میزنم می پشت هم پیمونه پیمونه
امشبو جا خوش کنم تو کنج میخونه
بی خیال غصه ها با می خوش و مستم
انگاری امشب یکی غیر از خودم هستم
من و ساقی به هم سازیم و بنیانش براندازیم
خنده بر لب میزنم تا کس نداند درد من
ور نه این دنیا که ما دیدیم
خندیدن نداشت
هنوز هم هیچ شعاری مثل شعار دانشگاه شریف حق مطلب رو ادا نمیکنه
نه اینوری
نه اون وری
کیرم تو بیت رهبری
انقلاب ادامه دارد
مهسا امینی
نابود باد دینتان
نه میبخشیم
نه فراموش میکنیم
انچه گرفته اید عمرمان بود و جانمان
باقی عمر و جانمان را میدهیم برای نابودی تک تک شما
نابود باد جمهوری اسلامی
مرگ بر خامنه ای
یک زندگی جدید و اینبار اما ارام و ساکت بدون ترس و استرس بدوننگرانی از اینده دارم کم کم خو میکنم بهش به زندگی با ارامش
این وسط فقط یک چیز وجود داره که تا اخر عمرم خواهد بود و استرس و نگرانیش رو به جون میخرم
دخترم و تنها دخترم
تنها چیزی که از زندگی قبلی مونده و میمونه همیشه
حتی وقتی ... باز هم موندم و ادامه دادم تا زمانی که خودش خواست بره تا زمانی که خودش گفت برو باز هم گوش کردمباز هم عمل کردم و به قول خودش ازادش کردم
اما الان میبینم اون کسی که اسیر بود و ازاد شد خودم بودم
اون کسی که به ارامش رسید من بودم و الان با حس جدید ادامه میدم
هر تصمیمی و هر کاری میخواستن میکردن و اخرش میگفتم ازادی نداریم اختیار نداریم تو میکنی و تو میگی و تو اشتباهی و...
یک انتخاب اشتباه جوانی و زندگیم رو نابود کرد
عاشق شدن در جوانی شاید کر و کورم کرد
اما با هر شرایطی ادامه دادم حتی وقتی قول های اولیه و قرار های ابتدایی رو شکست
گناهکار و بدون دلیل محاکمه که فلانی فلان کار و کرده و فلانی ان کار دیگر و تو نمیتونی و نمیخوای و ...
با فلانی ها نگرد که اینجورین با فلانی حرف نزن که اونجوریه این کار و بکن و اون کار و بکن
و در اخر هم متهم میشدم به لجبازی منی که اختیار حتی رفتن به یک مهمونی ساده رو هم نداشتم
همیشه در گیر زندگی بودم نگران فردا و اینده با نگرانی و ناراحتی دراز میکشیدم و با استرس و ترس بیدار میشدم با کوچکترین صدا و حرکتی بیدار میشدم و با ترس دنبال دلیل میگشتم
انقدر تو سرم زدن انقدر تحقیرم کردن که حس ناکافی بودن و عقب بودن بهم غالب بود با همه مقایسه میشدم به غلط
این روز ها ارامش عجیبی دارم
یک حس غریب و نا اشنا
شاید لذت بخش شاید ترسناک
حسی که سالها نداشتم و تجربه نکردم با ارامش و بدون افکار ترسناک میخوابم و ارام بیدار میشم نه درگیر میشم نه عصبانی
روزگار عجیبیه
سالها بهم حس ناکافی بودن و کم کار بودن و بیخیال بودن دادن در صورتی که
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
انچه جان کند تنم
عمر حسابش کردم
شادی نماند و شور نماند و هوس نماند
سهل است این سخن، که مجال نفس نماند
فریاد از آن کنند که فریادرس رسد
فریاد را چه سود چو فریادرس نماند!
مجددا اگه باعث ترس و یا احساس ناامنی در شما شدم عذرخواهم شما هر طور که راحت ترین رفتار کنین اگه میخواین بلاک کنین و یا هر چیز دیگه امنیت هر فرد از هر چیز دیگه مهمتره
من متوجه نشدم کجا از حد خودم عبور کردم و یا به شما جسارت کردم من تنها پاسخ سوال شما رو دادم و دوباره میگم خیلی راحت میتونم باشم و کسی حتی نفهمه این کجاش ایجاد ترس میکنه اینجا یکفضای عمومیه و همه هم میدونن هزاران نفر ممکنه پستهای شما رو بخونن بدوناطلاع و اینکه بفهمین
احترام و اعلام حضوره اگه میخواستم کسی نفهمه میخوندم رد میشدم مسلما نه شما نه هیچ کس دیگه متوجه حضورم نمیشد و درضمن مجددا میگم من نه اینتراکشن دارم نه تمایلی به اینتراکشن اینجا هم اگه چیزی گفتم صرفا جهت پاسخ گویی به شما بوده مجدد من به تصمیم شما احترام میزارم و ممنون که مراقب هستید و این خوبه
اینکه من از توییتر شما گذاشتم صرفا جهت این بود که قبلا هم گفتم در جای دیگر هستم البته دوباره میگم برای من نه مهمه که کسی اددم کنه نه لایک اینجا صرفا یک صفحه عمومی برای انتقال احساسات و عقایدمه و همونجور که از اسمش مشخصه فضای عمومی یعنی جایی که هر کسی با هر عقیده ای میبینه لایک های من صرفا جهت
دنیال کنه بدون اینکه نیاز به فالو یا اد یا لایک کردن باشه فقط کافیه ایدی یه نفرو بزنی بری داخل اینجا پروکسی نداره من اگه میخواستم کسی نفهمه که میخونمش خیلی راحت رد میشدم میخوندم و کسی نمیفهمید اون لایک یعنی احترام من به فضای خصوصی شما یعنی من هستم و خوندم به عنوان ناشناس البته ولی اعلام حضور میکنم
و به علاوه تلگرام یه فضای بیشتر خصوصی حساب میشه تا عمومی و برای ارتباط مستقیمه با دوستان اونجا برای کسایی که ارتباط دارن خوبه پس منی که زیاد اهل اینتراکشن نیستم تنها برای ارتباط با دوستان نزدیک ازش استفاده میکنم و در ضمن نمیدونم چرا دوستان با لایک کردن مشکل دارن هر کسی میتونه بخونه شما رو و
خوب من گفتم دلیلی برای ناشناس بودن دارم و ناشناس یعنی ناشناس اگه اشتباه نکنم بیو تویترتون زدین مهاجر اجباری این صرفا جهت اینکه اونجا هم هستم ولی خوب گفتم به دلایلی ناشناسم و البته شما اختیار تام برای هر تصمیمی دارین و من هم به تصمیمتون احترام میزارم
متاسفانه ما در زمان غلط در غلط ترین نقطه دنیا متولد شدیم و جزو انسانها حساب نمیشیم از صدقه سر حکومت ملعون جمهوری اسلامی
عمر گران مایه در این صرف شد
تا چه خرم صیف و چه پوشم شتا
می ترسم از انکه بانگ اید روزی
کی بیخبران راه نه ان است و نه این