وقتی با آدما حرف میزنیم، خیلی وقتا داریم درواقع با ورژن کودکی طرف حرف میزنیم که توی سرش حرف ما رو از زبون پدر/مادرش میشنوه و تریگر میشه.
درواقع حرفهای ما در کلهی آدما میرن توی فیلتر کیر و گور شخصی و بعد پروسس شده و پیچیده شده فهمیده میشن
وقتی با آدما حرف میزنیم، خیلی وقتا داریم درواقع با ورژن کودکی طرف حرف میزنیم که توی سرش حرف ما رو از زبون پدر/مادرش میشنوه و تریگر میشه.
درواقع حرفهای ما در کلهی آدما میرن توی فیلتر کیر و گور شخصی و بعد پروسس شده و پیچیده شده فهمیده میشن
از دیروز یه لول جدید نه گفتن رو شروع کردم. این لول: آنچه بعداً ناراحتم میکنه، جوابش از اول نه هست.
صب پاشدم رفتم گواهینامهی چند هزار یورویی که با نصف قیمت کارش رو تموم کردم رو گرفتم. زده تا ۲۰۴۰ تاریخ داره:))
همزمان فیوز خونه دوباره به صورت ابدی پریده و مدیریت صابخونهی منیپولیتیو سخته.
وای دلم دوپیازهی ماهی مرکبت رو خواست!😭
مرد! اون دستپخت رو باید در جهان پخش کنی
خیلی کیف میده که بعد از ۳ـ۴ سال کار کردن متمرکز رو خودم و سلامت روانم، هر روز حتی شده برای چند دقیقه احساس شادی میکنم توی همهی بدنم.
ازون بیشتر این کیف میده که درسته که غر حقه، اما ناله کنسله. شورها و شعفها رو آوردن!🎊
همچنان که با Relax, take it easy, for there is nothing that we can do
میرقصد، ناخودآگاه از استرس روی نمودار سینوز ۱/۲ در فضا حرکت میکند و از کادر خارج میشود
۶ ماهه بدون سوشال مدیا زندگیکردم، پرسپکتیو و جهان بینیم عوض شده. واقعی شدم.
واقعاً تاحالا دیت سوم به بعد برام انقدر چالش برانگیز نبوده. ینی بوده ولی همون اول کشیدم زیر طرف.
الان اینجوریه که هیچ هفتهای نیست که حداقل ۲ بار دچار اضطراب و کلهی کیری و گریه نشم.
چقدر زندگی میکنم مگه؟ آخوند و زندگی بزرگسالی بس نبود؟
ای ایلان، جیش باد بر تو که سرکل رو برداشتی
حالو ای موقه باید اینکارو با سالاد شیرازی میکردی؟ عامو چرو عذاب میدی؟ ( با لهجهی شیرازی خوانده شود)
غنایم جنگی پیدا کردم
یوهاهاهاها
صبحانه با نون سنگک
از هامبورگ نون سنگک و بربری خریدم با خودم آوردم ولی بعد از ۱۰ روز سفر هیچی تو خونه ندارم باهاش بخورم.🫠
آفرین، دیشب داشتم به همین فکر میکردم که فیزیکی، روانی و مجازی مدام مهاجرت
از ۱۰ روز طبیعت و شهر گردی برگشتم، از خواب بیدار شدم و چنان خستهام که ممکنه ۱۰ روز لازم باشه در حین ماساژ بخوابم.
ماساژ نمیدین؟😏
پنبهها رو آوردن