پس جک دورسی و ایلان ماسک رفیقن! ما فقط این وسط مسخرهایم 🙄
پس جک دورسی و ایلان ماسک رفیقن! ما فقط این وسط مسخرهایم 🙄
بابای عزیز قشنگم عمل کرده و به ما نگفته؛ چیه این منتالیتی پنهونکاری توی این نسل؟ 🙄
زشته اینجا بیام بگم چقد ناراحتم که پرندهٔ آبی توییتر رفته و جاش یه X زشت اومده؟ یا اصلاً جاش اینجاس؟
دستبهدست بفرمایید
اگه امشب به ۲۰۰ تا فالوور برسم یه سری اسرار مگو رو بگو میکنم 😎
هل جهت دیده شدن مزید امتنان است
اوف! خوشگل شده آسمون آبی🤔
نیاز به «غیبت کردن» رو میپذیرم و خودم هم در شرایطی غیبت میکنم، اما «دو رو بودن» از درکم خارجه متأسفانه!
اگه انقد از کسی بدتون میاد که پیش بقیه تا جای ممکن ازش بد میگین، چرا باهاش عیش و نوش و نشست و برخاستِ بیش از حد لازم دارین؟
من یه سمت قضیه رو درک نمیکنم 😐
ای نشسته تو در این خانهٔ پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
آسمان آبی چه خبر؟
When I close my eyes:
لباس تنگ رو کی مد کرد؟ 🤨
یه جوانمرد این ورا نیست این پرده رو بزنه کنار، آفتاب بیفته روی من؟
چند فقره از جورابهای مطلوبم 🤲
با تمام روح و تنم خستهم، شبیه یک دوندهٔ ماراتن که فقط چند قدم با خط پایان فاصله داره، اما آخرین نفره؛ همینقدر خسته.
من چرا توی این جلسهم؟ 🧐
اون روزی که مامان و بابام پرانرژی و خوشحال پای تلفن باهام حرف بزنن عروسی منه 😒
طبیعیه که انقد خوشم میاد جورابی که شرکت بهم داده رو بپوشم و برم شرکت؟ 🤨😂
کنکل شد 😩
دختر! هیچوقت فکر نمیکردم بتونم، در خیابانهای تهران، لذت پیچیدن باد بهار توی موهام رو تجربه کنم 🤲
شت! یادم رفت لیوان بیارم شرکت، حالا باید توی لیوانای کاغذی، چایی با طعم کاغذ بخورم 🤢
طبیعیه که انقد خوشم میاد جورابی که شرکت بهم داده رو بپوشم و برم شرکت؟ 🤨😂
امروز یه جلسهای دارم که خیلی وقته منتظرش هستم 😎
ممنون میشم بعد از تفت و شیراز، برنامهٔ سفر بعدی خونهٔ مه باشه 🤲
این تعطیلات به بطالت گذشت.
چرا هیچکدوم از VPNها کار نمیکنه؟ خبریه؟ 🤢
کاش من پژوهشگر جنگل بودم 😩
خونهٔ بعدیم باید سقفش شیروونی باشه 👈 🏡
خداوندا، مرا از این تخت بکَن!
خداوندا،
مرا ژاپنندیده از این دنیا نبر!
تنها مزیتی که دختر بودن برام داشته اینه که میتونم با خیال راحت خطچشم بکشم 🥹