دلم میخواد برم یه گوشه بشینم
بدون استرس بدون اضطراب بدون نگرانی برنامهریزی بکنم :)
اون هدفایی که میخوام تیک بزنم و خیال خودمو راحت کنم
اما نمیشه و هر روز فرسودهتر و خستهتر از قبلم
دلم میخواد برم یه گوشه بشینم
بدون استرس بدون اضطراب بدون نگرانی برنامهریزی بکنم :)
اون هدفایی که میخوام تیک بزنم و خیال خودمو راحت کنم
اما نمیشه و هر روز فرسودهتر و خستهتر از قبلم
متاسفانه خیلی میخورم :)) پشت هم
چاق شدم دوباره رژیم و ورزش هم که تعطیل کاش سرم بخوره به سنگ
مژی جون کاش یکم ازت یاد بگیرم غذاهای خوشمزه درست کنم :)
خیلی حس خوبی میداد بهم اون روزمرگی نوشته شده ادمها، اون زندگی ساده، بدون زرق و برق و تجربههای خاص
اون زبون روون و عامیانه که امروز کلا پیدا نمیشه
خلاصه اگر وبلاگ درست درمون داشتید بگید بهم :) همون یادداشتهای شخصی ادما که هویتی هم ازشون مشخص نیست بدون عکس اینستاگرامی و فقط متن ساده
به سن کودکی من یک سری سایت بود که ادما اونجا چیز میز مینوشتن، وبلاگهای مختلف رو زیر رو میکردم، میخوندم نوشتههای ادمهای مختلف رو خیلی ساده و خودمونی بود :) دیگه همچین چیزی پیدا نمیکنم و غمگینم از این موضوع اونایی که توی اینستاگرام یا جاهای دیگه مینویسن هم خیلی سانتی مانتالن و نیستمشون
نوافن نبود من هم نبودم.
همینجوری کل تایمی که خونه بودم رو توی تخت خواب بودم، بهار هم که شده :)
کنده نمیشم از تخت و کلاسمم توی تخت برگذار میکنم
این پسره گفت کمی تنبلی (کمی) ولی اشتباه میکنه من در حالت ذخیره انرژی هستم 🥲
با غر شروع کنم یا ادم باشم؟ :)