دکمههای کیبورد لپتاپ دیگه درست نشد و جا نرفت... مجبور شدم برم یه کیبورد موقت بگیرم تا دکمههایی که سفارش دادم برسند.
دکمههای کیبورد لپتاپ دیگه درست نشد و جا نرفت... مجبور شدم برم یه کیبورد موقت بگیرم تا دکمههایی که سفارش دادم برسند.
دلتون نخواد دل و رودهی لپتاپ رو ریختم بیرون که تمیزکاری و گردگیریش کنم... حالا الان نمیدونم چجوری باید جمعش کنم 😨😨
🤣🤣🤣
توی لیسبون هم یه همچین جایی هست... حتی دیوارای مغازه رو رنگ نکردن و اسمت و نوبت رو روی شیشهی مغازه مینویسن ولی پیتزاهای ناپولیتن خوبی میده
روزایی که از قبل، تمام مایحتاج لازم برای پنج وعدهی غذایی روزانهام رو تهیه کردم، احساس خوشحالی بیشتری میکنم
توییتر کلن اومد پایین!
من خیلی چیزارو از آدما میبینم ولی به روی خودم نمیارم چون وقت و فرصتش رو ندارم، اگر میخواستم بهشون بپردازم که الان اینجا نبودم :)
بله میاد
یخچالهای پر از میوههای استوایی، غلاممم! 🙋🏻♂️
یک قدم جدید شروع کردم
اینجا هم هر روز فیچرهای جدیدی میارهها!
راستی سلام و سال نو و جدیدتون هم فرخده :)
بله کاملن و قطعن
به نظرم شهری که توش زندگی میکنیم، تاثیر زیادی روی آدم میذاره. لیسبون با حالوهوای آرومش من رو هم آرومتر و حتی مهربونتر کرده! کاش میشد بیشتر از چیزایی که گاهی از این حس بیرونم میارن دور بمونم تا کمتر حواسم به این تغییر باشه و بیشتر توی همین حال بمونم.
:))
اون دیگه مهربونی نیست و همونجا به سبک مشتبا قطش کن، قطعش کن :دی
به محض اینکه توی عشق این بالانس وجود نداشته باشه، یعنی وقتی یکی مدام ببخشه و دیگری فقط بگیره، یا یکی تعهد داشته باشه و دیگری نه، اون رابطه میتونه به سمت عشق بیمارگونه بره. عشق سالم یه ارتباط دوطرفهست، جایی که هر دو نفر از حضور هم رشد میکنن، نه جایی که یکی فرسوده بشه و دیگری فقط بهره ببره
اما مهربانی توی رابطه اصلن جایی نداره. رابطه بر پایهی تعامل متقابل شکل میگیره، نه صرفن مهربونی یکطرفه. توی رابطه فاکتورهای توجه، احترام، تعهد و اعتماد و تعامل دوطرفه سنجیده میشه، و اساسن هر کاری که در راستای عشق ورزیدن انجام میدیم، توی یکی از این دستهها قرار میگیره
دو تا مثال بزنم:
١- توی یه روز بارونی، چترت رو با یه غریبهای که زیر بارون مونده، شریک میشی. حتی اگه هیچ وقت دوباره اون آدم رو نبینی
٢- برای گربههای خیابون غذا میریزی، نه برای اینکه تشکر کنن، بلکه چون برات مهمه که گرسنه نمونن
ببینین، مهربانی یک امر درونی و یکطرفهست، چیزیه که شما برای انجام دادنش نیازی به دریافت متقابل ندارید و انجامش نباید به شما آسیب برسونه. مهربانی یعنی از سر سخاوت و بدون چشمداشت کاری برای کسی انجام بدین، چه اون آدم این مهربونی رو ببینه و قدردانی کنه، چه اصلن متوجه نشه
از این پست اونجوری که منظور من بود برداشت نشد و از اونجا که به نظر من این مسئولیت گویندهست که درست توضیح بده تا کسی از حرفش سوبرداشت نکنه و بعدش دیگه مسئولیتی به عهدهش نیست، ترجیح دادم توضیح بیشتری بدم
گرامیان، مهربانی با عشق فرق داره، ذات مهربانی درونی و یکطرفهست. اصلن موقع مهربانی نمیشه انتظار جبران داشت و گرنه دیگه اسمش مهربانی نیست، به نظرم خوبه توی یه پست دیگه توضیح بدم که سوبرداشت نشه
مخلصم بحث به سمت فلسفه و روان رفت که من توش متخصص نیستم ولی میدونم مهربونی امر درونی و بلاعوضه، قابل داد و ستد نیست. اون چیزی که توی رابطه مد نظرته توجه و احترام، قدردانی و تعامل متقابله. فکر نمیکنم هیچوقت آدمی که مهربون باشه (مخصوصن با خودش) مورد سواستفاده قرار بگیره.
ندارم وگرنه مخلصتم
مهربونی رو حساب نکنین، بیحساب و بدون چشمداشت بین همه پخش کنین
مهربونی مثل نور آفتابه، نمیشه دونگی تقسیمش کرد. هر کسی به اندازه دلش میبخشه :دی
مهربون بودن خرجی نداره
ینی سانتیمتر؟
با ماشین شخصی توی شهری مث لیسبون جابجا شدن اشتباه محضه. اگه بتونی قلق سیستم حمل و نقل عمومی رو یاد بگیری خیالت از هفت دولت آزاد میشه
تا چند متر دیستنس؟
رفتم دیدم، قیمتاشون فضایی بود، تا پنج یورو هم حاضرم بدم ولی ١٧ یورو دیگه نمیارزه