ز خزان بی خبرت میبینم ...
ز خزان بی خبرت میبینم ...
آیا واقعا آرامش است عاقبتِ اضطرابها؟
ما مرده باشیم و شما غریب افتاده باشید ...
تروما
تروما
تروما
تروووومااااااا
سگ توش
دلمو مزار کردی ...
شب زده شدم ...
خیلی خوبه
تو مبتلا به درمانی
من جلدِ تو هستم ...
سوی او میغیژ و اورا میطلب...
ماش به این خشی 😕
خزونه خزوووونهههه
خزووووونه خزونه
من حتی تو شبکه های اجتماعی ام غیر اجتماعی ام ؛)
حسبنا الله و نعم الوکیل
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله میدیدیم ...
ااوپس 😯
خنده چرا ؟ :)
دره گاهان یزد
به به
اوس
این جمعه ...
آفرین چه رشته ای ؟ چه سبکی؟
کمربند مشکی هم گرفتم :)
ای نای گلویت همچون نِی داوود ...
غرور داشت...
ظلمتُ نفسی نفسش نفسشان ...
قهوه خوردم زورش زیاده مثل اینکه ...
نصف شبی حس نینجا دارم میخام از در و دیوار برم بالا :)
دوطرف وحشی گری کردند ...
در به روی شوق ما بستن ...
همه اش که خوابم میاد ای بابا
اینم از عیدمون :/
چقدر گرونه!