هرچند زمان ساخت اکانتم اوریل ۲۰۲۳ بود و توسط پدرام که خودش دیگه نمیاد دعوت شدم.
پایان پیام.
هرچند زمان ساخت اکانتم اوریل ۲۰۲۳ بود و توسط پدرام که خودش دیگه نمیاد دعوت شدم.
پایان پیام.
تازهوارد بودن کسی هرگز دلیل نمیشه که دیگران حق اظهار نظر نداشته باشن. شبکه اجتماعی جای گفتوگو و تبادل دیدگاهه، نه جایی که گروه قدیمیتر دیگران رو ساکت کنه. محدود کردن بر اساس مدت حضور یا تعداد پست، منطقی نیست...
و مردها هم کمتقصیر نیستن؛ آخوند فقط تبلوری از یه نظام مردسالاره.
این استبداد تاریخی یه چیزی نیست که راحت از بین بره؛ توی پوست و خونمون ریشه داره و درونی شده. شکنندگی مردها هم کارو سخت میکنه، چون به جای پذیرش تجربههای تبعیض طولانی ما، حساسیتشون روی مسائل خودشون میره سمت آخوند. صد درصد تقصیر آخوند هم هست،
من اول با مردسالاری مخالفم، بعد با آخوند. آخوند فقط یکی از شکلهاشه؛ مردسالاری خیلی قدیمیتر و عمیقتر از این حکومته. این بره هم اگر ذهنیت عوض نشه، یه نسخهی اتوکشیدهترش هنوز توی خونهها و جامعه نفس میکشه.
رفتن آخوند لازم هست، کافی نیست.
چی مهمی هم نیسا
موافقم...
گرگ هاری شدهام، خون مرا ظلمت زهر
کرده چون شعلهی چشم تو سیاه
تو چه آسوده و بیباک خرامی به برم
آه، میترسم، آه
پیر شدم گرگ شدم. به قول اخوان
گرگ هاری شدهام
هرزه پوی و دله دو
شب درین دشت زمستان زدهٔ بیهمه چیز
میدوم، برده ز هر باد گرو
چشمهایم چو دو کانون شرار
…
همه بیرحمی و فرمان فرار
میگرفتنش.😁
بازم بنویس از هرچی که توی ذهنته.
نقش مرده؟
دقیقا! امید همیشه درد میآفرینه...
شعر من نیست فقط هزار سال پیش یه جا دیدمش و توی اون دفتر نوشتمش! الان هم بخشی از شعر نامرتب توی ذهنم داره میچرخه.
من دفتر شعرم رو می خواهم!
و من با نسترن مشهور بودم
همیشه با گلایل جور بود
پر از عطر شقایق بود آنجا
و صدها دل که عاشق بود آنجا
باید زودتر این واقعیت رو بپذیریم که تنها هستیم و هیچ حامی منطقهی و خارجی رو نداریم. منتظر ناجی موندن هم فقط روان خودمون رو زخمی میکنه!
من فقط دلم میخواد یه روز بعد از ج.ا رو زندگی کنم
دوست دارم*
ماهواره رو هم قطع کردن و اینترنت هم که روبه مرگه...
ناراحتم وقتی میبینم داره خودش رو اذیت میکنه، دوستت دارم حمایتش کنم ولی میترسم حس ناامنی بگیره؛ نمیدونم چکار کنم؟
خواهش میکنم.
آره میبینم.
ای بابا.
یا یکی از طرفها به این نتیجه برسه
دیگه چیزی برای از دست دادن نداره. فعلاً دنیا نشسته تماشا میکنه ما چقدر دوام میاریم.
دردناکترین بخشش همینه: نه نجات میدن، نه میزنن؛ فقط ول میکنن پوسیده بشیم.
فشار، تحریم، خفهکردن اقتصادی، بازیهای پشتپرده (ساختن با بخشی از سپاه) اینها براشون کمهزینهتره. نه تصویر جنازه میسازه، نه جواب افکار عمومی رو باید بدن. ما میمونیم و فرسایشِ بیصدا.
جنگ وقتی میاد که یا یه حادثه از کنترل در بره،
به نظرم احتمال حمله هست، ولی نه اونجوری که بعضیا خیال میکنن فردا صبح قراره شهرها رو بزنن. دنیا اصولاً حال جنگ نداره، مخصوصاً با کشوری که میدونه اگه جرقه بخوره نصف منطقه میریزه به هم. واسه همین فعلاً ترجیحشون اینه که ما آرومآروم له بشیم تا اینکه یکهو منفجرمون کنن.
از دید محاسبات ژئوپولیتیک، یک ایران ضعیف اما یکپارچه و قابل مهار، قابل پیشبینیتر از چند واحد متخاصم و بیثباته.