🫂
🫂
به نظر میاد ده نفر از دخترهای فوتبالیست موندن استرالیا، بقیهشون نمیدونم چرا نموندن
عزیزم….
سورایزیس من حملهور شده به صورتم + بغل برای جفتتون
اگه با ایران در تماسید بگید وسایل شارژی رو بزنن به برق و شارژ کامل کنن. اگه جدی باشه تهدیدشون مبنی بر زدن زیر ساختهای برقی، یهو ممکنه مملکت بره در تاریکی
من همهش نگران بقیهشون مخصوصا مربیشونم
ای وای خیلی متاسفم. امیدوارم ازشون خبر گرفته باشی
کتی نوشتن که پناهنده نشدن، بهشون ویزا دادن
همین دیالوگ روزای اول بود و خیلیها میگفتن مردم ایران با مردم سوریه و لبنان و … فرق دارن و نمیذارن به اونجاها برسه. حجم خرابی مغز جمهوری اسلامی رو واقعا دست کم گرفته بودیم
هی فکر کردیم بدون فشار خارجی جمهوری اسلامی نمیره، مردم داخل کمک و فشار خارجی میخوان.
مطمینم هیچ وقت فکر همچین جنگ خونباری تو ذهن هیچکدوممون نبود..
کنسل شد مراسمش
برادرم میخواد برگرده تهران که مبادا بابام بخواد به بهانه کار برگرده
مامانم زنگ زده گریه که ما باید باهم باشیم، اگه بمب هم بخوره باهم بمیریم
من اینور دنیا دارم دیوانه میشم
سولماز 🫂
سهم گریه امروز صبحم………
مهمترینش همون بیخبری بود! تلویزیون تنها سورس بود و گاهی تلفن از شهرهای مرزی
بقا رو مدیون حلقه محکم خانواده و دوستان بودن. چیزی که الان خیلی کمرنگ شده. دور و بر ما تقریبا همه بچههاشون مهاجرت کردن و تک و توک بچهای مونده که خونه جدای خودش رو داره. همه پدرمادرها تکی تکی موندن
رهبر بعدی
مجتبی خامنهای
ایرانیان لسانجلس برای ترامپ دسته گل فرستادن 😂😂
نقل شده در کلابهاوس
t.me/neocritic/884
«باز بودن برخی مغازهها، دویدن صبحگاهی برخی آدمها، قدمزدن جمعی مسنترها، باغبانی درانتظار بهار در باغچه برخی ساختمانها و خانهتکانی برخی همسایهها برایم عجیب است. همسرم میگوید ایرانی اگر غیراز این بود ایران به امروز نمیرسید.»
اسراییل همزمان تهران و بیروت رو باهم داره میزنه
کاخ گلستان.
هم توییتر نوشته بودن هم در کلاب هاوس گفتن که موشک ایرانی بود، مشکل فنی داشته و همون اول کار میافته
راسته
خداروشکر سالمین
از تهران سلام.
دیروز و دیشب ستون های دود رو میدیدیم که از جاهای مختلف میرفتن بالا، شدت انفجارها هم بعضاً بیشتر از جنگ دوازده روزه بود، ولی هنوز شهر رو خالی نکردن. دیروز ظهر حتی من یه عده از همسایهها رو دیدم که از روی پشت بوم میخواستن ببینن کجاها رو زدن/
من سهم گریه این چند روزمو امروز انجام دادم
همکارم سر کار پرسید چطوری، داشتم تعریف میکردم بعد اون زد زیر گریه، منم….
رییسم گفت اگه میخوای مرخصی بگیرز اکیه
گفتم نه کار میکنم
مرد من زاده اضطراب جهانم
بیکار باشم تو خونه خودمو میخورم
برادرم هربار میتونه زنگ بزنه میگه داره نقطه زنی میکنه نترس. هی میگه نگران نباش، ما خوبیم.
عکس و فیلم میاد من وحشتم بیشتر میشه….
چرا اژهای نه؟
همینجوری داره میزنه تا جمهوری اسلامی سر عقل بیاد