Aseman1989.'s Avatar

Aseman1989.

@aseman1989

عاشق نوشتن حرف زدن حیوانات عاشق فیلم ساختن فیلم دیدن چیزهای محال

96
Followers
76
Following
23
Posts
29.08.2023
Joined
Posts Following

Latest posts by Aseman1989. @aseman1989

برای نجات جنگل های الیت نه به معجزه نیازی است نه دعای باران ونه هزار و یک خرافه ....
دست کمک به سوی جامعه بین الملل دراز کنید.
ایران ملک شخصی پدر پدر سوخته تان نبوده و نیست که بر سر آن قمار میکنید

#چقدر_ما_تنهاییم

22.11.2025 05:28 👍 43 🔁 5 💬 1 📌 1

گوینـد که هر
تیــره‌شـبی را
سحری هست …

#طبیب_اصفهانی

11.02.2025 20:09 👍 8 🔁 0 💬 0 📌 0

سوت قطار رو تو سرش می‌کشیدن هر بار که چشاشو می‌بست یه تیکه تصویر نامفهوم جلو چشش رژه میرفت
روده هاش از انقباض زیاد تو هم گره خورده بودند آخه داشت دور خودش حلقه میزد تصویر ذهنی که کامل شد شروع کرد به عق زدن انگار داشت تموم روزای تلخش بالا می اورد

05.02.2025 20:46 👍 4 🔁 0 💬 0 📌 0

یه وقتایی یه سری چیزا رو تجربه میکنیم
که اصلا فکر نمی‌کردیم اینجوری بشه
اولش پیش خودمون میگیم تاب نمیاریم
خسته میشیم
از پا می افتیم
ولی آخرش می‌بینیم که تحمل کردیم
و گذشته
ما تو یه بدن خسته گیر افتادیم
ولی روحمون قوی شده
قدرت میگیریم
و ادامه میدیم

23.11.2024 18:04 👍 11 🔁 0 💬 0 📌 0

مرسی...بلاخره یه روزی میگذره

18.11.2024 21:14 👍 2 🔁 0 💬 1 📌 0

پشه عب نداره مگس چی میکنه

18.11.2024 20:08 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0

درکت میکنم منم شرایط تو رو دارم به لحاظ روحی داغونم

ولی هیچی تو دنیا ارزش نداره آدم خودشو خلاص کنه فقط بخاطر مامانم من اینکارو نمیکنم
درست میشه

18.11.2024 17:54 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0

به دوستم میگم اون چیزای که قراره بهم یاد بده رو فیلماشو برام بفرس بهش نگو میگه: من نمیتونم مدیونش میشم
زیبا نیست صمیمیت این دوتا
میشینن پشتم حرف میزنن
در آخر باید با حال داغونم بگم :که با من هر چه کرد آشنا کرد....
دوستاتو نو باهم آشنا نکنین
حالم بقدری خرابه که نگم

18.11.2024 17:51 👍 6 🔁 0 💬 0 📌 0

یه دوستی دارم که باهاش رفاقت نزدیکی دارم
قبلا با دوست پسر من دوست شده بود
برام دوستم مهمتر بود به روش نیاوردم ناراحت نشدم
الان با کسی که میدونه چقدر برام مهمه
میدونه من چقدر حالم باهاش خوب بود تیک میزنه خودش پارتنر داره
دوستم قرار بود چیزی رو به جفتمون یاد بده
من دیشب پیام خدافظی دادم و جواب نداد

18.11.2024 17:51 👍 6 🔁 0 💬 1 📌 0

ایشاله پیداش کنی

16.11.2024 17:54 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0

چ قشنگه

16.11.2024 17:53 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0

هیچ‌وقت یکی را با همه‌ی وجودت دوست نداشته باش، یک‌ تکه از خودت را نگه‌دار برای روزهایی که هیچ کسی را جز خودت نداری.🌱

•هاروکی موراکامی

05.05.2024 11:26 👍 33 🔁 2 💬 0 📌 0

سلام خوش اومدی دوست توییتری من

16.11.2024 17:51 👍 0 🔁 0 💬 1 📌 0

ای آدم
اینبار به جای سیب با عشق فریب بخور
شاید خدا به جای بهتری تبعیدمان کرد........
سمان مدحی

16.11.2024 08:08 👍 12 🔁 0 💬 0 📌 0

تمام حرفاشو داشت راست وریس می‌کرد
که فقط بفهمه چقدر دوسش داره و براش مهمه
ولی اون تصمیپشو گرفته بود که بره

21.10.2024 16:34 👍 6 🔁 0 💬 0 📌 0

گشتم براى شعرِ حال خودم در پىِ رديف
بهتر از اين نبود كه "حالم رديف نيست"

#مهدى_خداپرست

15.07.2024 12:33 👍 17 🔁 1 💬 0 📌 0

میترسم آخرش یا خودمو بکشم یا خانواده مو

05.09.2024 20:21 👍 2 🔁 0 💬 1 📌 0

منتظر بودم بیاید
اما نیامد
اتفاقی شبیه مرگ افتاد
اما کسی نمرد

26.08.2024 19:26 👍 6 🔁 0 💬 0 📌 0

یبار ساعتم رو به دست راستم بسته بودم و دنبال اون روی مچ سمتم چپم میگشتم که یهو پرت شدم به شبی که قبلش آخرین پیام اونو خوندم ..هر چند ردش کمرنگ شده ولی جاش هنوزم درد میکنه
سمان م

12.01.2024 21:00 👍 6 🔁 0 💬 0 📌 0

خوش اومدی

05.01.2024 19:39 👍 0 🔁 0 💬 1 📌 0

میگن ادما دم مرگ کل زندگیش رو جلوی چشمش مرور میکنه
من میگم نکنه هممون داریم میمیریم والان داریم زندگی مونو مرور می‌کنیم!!!

#سمان_نوشت

05.01.2024 19:34 👍 8 🔁 0 💬 0 📌 0

صدای بارون تمومی نداشت انگاری قطره های بارون جای سقف رو کله ی اون داشت می‌خورد. پتو رو کشید روی سرش و دو دستی گوش هاش رو گرفت اخه مگه میشد صدای بارون رو بشنوه ولی شلیک گلوله رو یادش نیاد.
سمان م

30.11.2023 21:22 👍 4 🔁 0 💬 0 📌 0

وسط سالن وایستاد به اطرافش نگاه کرد نمی‌دونست چند ساعته داره راهرو بالا پایین میکنه،صدای قارقار شکمش رو شنید یهو یادش اومد الان پسرش از مدرسه میرسه خونه و گشنه است به سرعت خارج شد و سوار ماشین شد وشروع به رانندگی کرد بعد چند دقیقه رسید جلو خونشون یهو پرده های سیاه تسلیت رو دید وچشاش سیاه رفت.
سمان م

12.11.2023 19:05 👍 7 🔁 0 💬 0 📌 0

مبارکههه سبز باشی وسلامت

02.10.2023 12:26 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0

سرش گیج میرفت وصدای آدمایی که تو گوشش بودن حالشو بدمیکرد.
میخواست بالابیاره زندگی پراز نکبتش رو،به زوربلند شد و رو پاهاش واستاد پشتشو به جمعیت کرد و داشت خارج میشد که عق زد یهو اسمشو از بلندگو شنید لبخند زد برگشت جمعیت داشت تشویقش میکرد میخندید،یهو به هوش اومد رو تخت بودو دکتر گفت : بخیر گذشت
سمان م

30.08.2023 20:47 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0

@aseman1989.bsky.social حرف را باید زد
درد را باید گفت.....
#حمید_مصدق

29.08.2023 20:18 👍 4 🔁 0 💬 0 📌 0