یکم عقبتر وایستید ببینم چه خبره اینجا
یکم عقبتر وایستید ببینم چه خبره اینجا
شما جزو اون ادمهای به تعداد انگشتهای دو دست بودی که اتفاقا نشون دادی ما به تخمدان شما هستیم و این جزو چیزاییه که یادم نمیره خانم جان
واقعا زنده موندن برخی انسانها عجیب و خارج از حدود تصوره
لیوان چایش کپک زده
هیچکس یه آهنگ داره توش میگه
هاهاهاهاهاها هاها ها میخندم
الان همونجوریم الکی میخندم از درون
کسشرپذیریم شده صفر
دیگه قبلا کسشر هم میشنیدم سکوت میکردم رد میشدم الان وظیفه خودم میدونم برینم به اول و آخر سراینده کسشر
شاید رفیقم کار خوبی کرد
کیر به قبر پدر اون هم بباره
خوبی این ساسپند شدن اکانت توییتر این بود که عمیقتر فهمیدم اون سههزار و اندی فالوئر تو به تخم و تخمدانشون هم نیستی
فلواقع به هیچجای اکثر انسانها نیستی و ما موجوداتی بینهایت تنها هستیم
واقعا اپلیکیشن آسمون آبی بی.نهایت تخمیه
آدم یاد سروشو آیگپ و ایم قبیل کسشریجات میافته
رفتم نون بگیرم اضافه گرفتم زنگ زدم حمید گفتم نون گرفتم واسه شما هم گرفتم بیا دم در بگیر
بجاش رفتم شب نشین خونشون
رفیقت همسایهت باشه خوبیش همینه
بیش از دو سال از آخرین خنده از ته دل میگذره
یادم نیست واسه چی مث شتر داشتم می.خندیدم البته
طعم چیپس چی بود؟
به نظرم آدمها تو دو تا موقعیت میتونن تصمیم به پایان دادن زندگیشون بگیرن، وقتی تو قعر هستن و وقتی تو بالاترین نقطه هستن. شخصا تو حالت دوم رو میپسندم مثل چستر بنینگتون، کرت کوبین یا ناتالیا مولچانووا و خوب طبیعتا چون با اوج خیلی فاصله دارم به قول نیچه زمان درستِ مردنم فرا نرسیده.
آره پیگیر میشم هفتهای یکی دو بار ازشون :-))
کتاب جدید رسیده دستم چون جذابه برام هاوس بقیه کتابا متوقف شدن ببینم چیه این
انگشت شست اون دستم از دیشب همینجوری داره باد میکنه واسه خودش :-))
الان دیگه تقریبا خم نمیشه ولی به نظر نمیاد خشک شه بیافته به مرور درست میشه
نمیدونم سهیل
یه روز رفتم دیدم ساسپند شدم ایمیل هم میزنم میگه قوانین رو چندین بار نقض کردی دیگع اکانتت برنمیگرده
هی میگم آقا من ۱۵ ساله اینجام یه بار ساسپند شدم اونم این عرزشیا رو گیر دادم ۶ ساعت ساسپند کردید خودتون برگردوندید حداقل الان بگید چیکار کردم. دیگه جواب نمیدن تا همینجا میره جلو 😂😂
جدی توییترم رو نتونستم برگردونم کسی رو هم پیدا نکردم تو توییتر ببینم کمکی میتونه بکنه یا چی
فلذا به نظرم باید برم یه ایمیل جدید بسازم که اکانت جدید بسازم
تو روح پدرت که اون شب خواب نموند آقای ماسک
خوشا بلک اوت بدون بازگشت
مسئولیت حفاظت و امنیت فیزیکی شهرها دستشونه چیز خاصی نیست
یه چیزی تو مایههای اون کماندو لباس مشکیا مثلا
ساعت دو و نیم وقت امآرآی داشتم ساعت یک و سی و پنج زنگ زد گفت میتونی زودتر بیای
اومدم تو راه هم از خنکای هوا و موتور سواری کیف کافی بردم
تهران از ۱۲ شب به بعد واقعا شهر بهتریه
سئول سر نیایش
نوروزبل ۵ سال پیش
طی عملیاتی متحیرالعقول دو و نیم بامداد وقت امآرآی گرفتم
خبرای خوش امشب این بود که نوید اربابیان و زیرسیگاری امسال آلبوماشون منتشر میشه و بهبهههه
امن با این آدما از ۱۳۸۶ دوستم و کانون لیورپول رو تشکیل دادیم و از ۹۲ هر سال به شکل تقریبا منظم بازیهای لیورپول رو دور هم دیدیم
واسه چنتا خواسته زندگیتون all in کردین
با کیت جدید میریم واسه شروع فصل جدید که یادمون باشه
at the end of the storm
there's a golden sky and the sweet silver song of the lark
راست میگه خوب
کباب سالمندان بیدندان محسوب میشه