مصاحبه انبیسی با آقای پزشکیان نکته تازه ای نداشت و به گفته یکی از سردبیران آن رسانه، بینندگان را هم از انبیسی و هم از پزشکیان ناامید کرد. تنها نکته جالبش از نظر من این بود که او نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران بود که توانست - به هر صورت- قبل از مصاحبه چهار کلمه به انگلیسی با خبرنگار حرف بزند.
مهمترین خبرهای امروز صبح در اسکای نیوز درباره خرابی وضع بازار در حراج های روز بعد از کریسمس و افزایش نفوذ تیلور سویفت در جامعه بود. خرابی بازار را من هم درک میکنم اما خانم سویفت را اگر در کوچه ببینم هم نمیشناسم. پیر شده ام دیگر.
البته شما برای این چیزها خیلی جوان هستی اما بد نیست با دکتر چشم و متخصص دیابت صحبتی بکنی تا خیالت راحت شود.
توفان دیگری دارد از راه میرسد.
Yet another storm is on its way.
Kiarostami excited to use his first digital camera, France, the 2010s.
Prominent filmmaker Abbas Kiarostami explains what life looks like when you turn 50 and get increasingly older beyond that.
وقتی چراغها دوباره روشن شد...
توصیف عباس کیارستمی از پنجاه سالگی و پس از آن. روزگار به مردان و زنان بزرگ چشم سومی عطا میکند که با آن چیزهایی را میبینند که ما نمیبینیم.
And there was even more on the national radio in English.
Those were the days. What was on the National Iranian Radio Television (NIRT) from 31 December 1977 to 6 January 1978.
برنامه هفتگی کانال انگلیسیزبان تلویزیون ملی ایران NIRT در دیماه ۱۳۵۶ از ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ تا ۶ ژانویه ۱۹۷۸
اگر به آیپلیر دسترسی دارید، توصیه میکنم بحث روزنامهنگاران و سردبیران در برنامه نیوزنایت دیشب درباره ایکس و بلوسکای را تماشا کنید.
They are talking about X and Blue Sky in Newsnight.
خب، فکر کنم باید دوباره کوچ کنیم به بلوسکای.
فصل تماشای فیلمهای قدیمی است.
در فیلم مهدی مشکی و شلوارک داغ یک خانم مثلا خارجی به مرحوم ناصر ملک مطیعی میگوید:
How are you?
و مرحوم ناصر خان میگوید: چطور مگه؟!
در همین فیلم، دوست مرحوم ما اکبر عالمی در نقش مترجم آن خانم فرنگی بازی کرده. روزگاری بود خلاصه.
دیالوگ معروف «الهی این چش پاکو از ما نگیر» هم مال همین فیلم است.
این خرد خام به میخانه بر
تا می لعل آوردش خون به جوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند
در طلبش هر چه توانی بکوش
حافظ
همین طورها هم بود دیگه
در تویتر هنوز بر سر زنده و مردهی آقای گلستان دعواست. آدم نمیداند مردم چه مرگ شان است. بیخود و بیجهت همدیگر را میدرند. حتی نه آبرومندانه مثل گرگها. مثل کفتار. خیلی جای بدی شده. اگر دوستان تان دعوتنامه بلو اسکای میخواهند و ندارید، بگویید.
سالها پیش یک خانم همکار روس داشتم که خیلی لاغر بود و چشمهایم درشت قشنگی داشت. کم و بیش میدانستم که حالش خوب نیست. یک روز صبح زود داشت به اداره میآمد که مرا دید. گفت : بهروز ببین این برگهای باران خورده چه بوی خوبی دارند! یکی دو روز بعد مُرد. امروز صبح از در ختها همان بوی خوش را شنیدم. کجایی ؟
@behrouzturani.bsky.social
خدا خودش به خیر بگذراند. هم داریم رژیم میگیریم، هم میخواهیم شیرینی بپزیم.
نشد که «شیرزنان» انگلستان جام جهانی را بالای سر ببرند. با این حال، کمپانی آبجوسازی بادوایزر چهارصفحه آگهی تشکر و تبریک به روزنامه ها داد. به پاس این جوانمردی، راس ساعت یازده که نوشیدن مجاز میشود، صنف روزنامه نگاران برای تشکر از بادوایزر در پابها حضور به هم می رسانند.
نخستین روزنامه غیردولتی ایران، از کتاب تاریخ سانسور در مطبوعات ایران نوشته همکار قدیمی ما در مجله فردوسی گوئل کهن که سالهاست نمیدانم کجاست. احتمالا در آمریکاست. و امیدوارم تندرست باشد.
شماره تازه ماهنامه فیلم امروز
Hundreds of Iranian users annoyed by Twitter’s new restrictions have their invite codes to join Blue Sky. They often wonder, as they say on Twitter, how come bsky has suspended sign-ups right now in such an untimely manner for them.
بعد از سالها امروز صبح داشتم خواب تپه ماهورهای سوادکوه را میدیدم. زنگ تلفن بیدارم کرد. حیف شد. باید ببینم میتوانم فیلمی پیدا کنم که آن منظره ها را داشته باشد.
خانم روحانگیز سامینژاد بازیگر فیلم دختر ِلُر از نخستین فیلمهای ناطق به زبان فارسی.
قمرالملوک وزیری روی جلد مجله عالم هنر، دیماه ۱۳۳۰
سال ۵۸ یا ۵۹ یک کنفرانسی در تالار رودکی سابق برگزار شد تحت عنوان «هنر و علل آن».
آری اینچنین بود برادر!