تفلون واژه خیلی مناسبی برای یه سری آدماست. نچسب و سمی!
سرطان خالص مثل تفلون!
تفلون واژه خیلی مناسبی برای یه سری آدماست. نچسب و سمی!
سرطان خالص مثل تفلون!
بعضی وقتا با یه سری افراد برخورد میکنی که از شدت نچسب بودنشون تعجب میکنی که اینا چجوری توی جامعه زندگی میکنن؟
مانند برفی، پاک و ساکت؛ تا که باریدی
کلّ مدارس در جهان تعطیل شد بانو!
-امید صباغ نو-
تفاوت آدم باهوش و احمق اینه که آدم باهوش وقتی چیزی رو نمیفهمه حد اقل سعی میکنه با پرسیدن، فکر کردن و غیره دلیلش رو بفهمه و درکش کنه.
ولی آدم احمق وقتی چیزی رو متوجه نمیشه برای مخفی کردن نفهمیدنش، به اون چیز حمله یا تمسخر میکنه!
از عجایب زبان فارسی اینه که "باهوش" و "بیهوش" متضاد هم نیستن!
من چرت بعد از ظهر یک گاوم
بعد از زمان شیر دوشیدن
دائم به مسلخ می روم در فکر
سر می روم ازبیخودی بودن
#احمد_جم
من به اون بخش آشنا شدنش هنوز نرسیدم ولی با رها کردن آدم مریض دقیقآ همین حس و تجربه رو داشتم!
امروز خیلی جالب بود.
صبح رفتم موزهی هنرهای معاصر آثار ونگوگ ، اندی وارهول، پیکاسو و دالی رو دیدم.
عصر رفتم موزهی کامپیوتر و پانچ کارد، تورینگ ماشین و کامپیوترای قدیمی رو دیدم.
هم بخش هنری وجودم زنده شد و هم بخش منطقیش!
توییتر انقدر سمیه که یکی عکس شام خودن یه خانواده توی شمال تهران تو سال ۷۵ رو توییت کرده یه عده دارن آدمای تو اون عکسه رو جا میکنن!
کشک بادمجون با بادمجون کبابی و گردوی زیاد درست کردم! 😎
حس میکنم آخر هفته مادرم میخواد بریونی اصفهان درست کنه!
یا شایدم فردا درست کنه!
دلم دوستای جدید و هم فاز میخواد.
البته بیشتر از اون دلم دل خوش میخواد!
قطعاً همینطوره، بهتر از توییتذه اما همچنان این ایراداتشو داره!
زندگی آنچنان نبود که من
آنچه باید که میشدم باشم
تو خودت باش و آنچه باید شو
من بلد نیستم خودم باشم !
#یاسر_قنبرلو
حقیقتش اینه که تا وقتی بلوسکای قابلیت remove followers و اکانت پراویت رو بیاره توش احساس امنبت نمیکنم!
طویله توییتر که توش پر از آدمای تاکسیک و جنده توجهبود خداروشکر مارکت میکروبلاگینک رو مونوپل کرده و خیالم راحته که حالا حالا ها اون آدمای توخالی پاشون به اینجا باز نمیشه و هرچقدر ایلان ماسک بیشتر خرابش میکنه تا اعلام ورشکستگی بکنه آخرش بازم مخاطب داره.
اما خیلی با پست همخونی داشت 😂
الان که دقت کردم حتی توی عکس پروفایلتونم در حال دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلید! 😁
دیروز انقدر ذهنم درگیر بود که نفهمیدم توی کل روز فقط یه وعده غذا خوردم :)))
از سختی های مژهی بلند داشتن اینه که سه روز بود دو تا مژه افتاده بود چشمم و زیر پلکم.
الان تازه موفق شدم با کمک گوش پاک کن درش بیارم!
دوستم دیروز زنگ زده بود درباره تیپاکس سوال میپرسید.
بعد از توضیحات من رفت سرچ کرد و در رابطه با امن بودنش این اسکرینشات رو برام فرستاد!
بعضی از کمدی عاشقانه های دهه 90 میلادی کریپی بودنا!
فیلمه در مورد یه زنه که روی یه مرد کراش داشته و طرف تصادف میکنه میره تو کما. اینم میره بیمارستان به خانوادهی طرف میگه من نامزدشم و باهاشون معاشرت میکنه!
While you were sleeping (1995)
یخ بستنی میخوری؟
پیام من به اعضای جدیدی که اومدن بلوسکای:
یه چک بکن ببین برق دزدی نکردن ازت؟
چندسال پیش ما فهمیدیم برق عمومی ساختمونو داشتن از واحد ما میگرفتن!
دیروز آش رشته درست کردم و حبوباتش خیلی زیاد اومد.
فکر کنم امشبم دوباره درست کنم. :)))
سرعت عملت از منم بیشتره! 😂
سر صبحی رفتم کرم کاکائوی شوکوپارس برای خودم جایزه خریدم! :)))
مثل افسردگی پس از زایمان ، یه چیزی وجود داره به اسم افسردگی پیش از تولد که من هر سال قبل از تولدم دچارش میشم!
کف توییتر بوی تعفن نژادپرستی یه عده دوباره زده بالا!
باز خوبه بلوسکای هواش تمیزه!