پای اگر فرسودم و جان کاستم
آنچنان رفتم که #خود میخواستم.
#هـ_الف_سایه
پای اگر فرسودم و جان کاستم
آنچنان رفتم که #خود میخواستم.
#هـ_الف_سایه
مرغ شبخوان
که با دلم میخواند
رفت و این آشیانه
خالی ماند
آه از آن رفتگانِ بی برگشت🖤
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم
باد با شاخه درآویخته بود
من در این خانهی تنها، تنها
غمِ عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی آنجا بیرون در باغ
در پسِ پنجره ام می گرید
صبحگاهان
شبنم
میچکید از گلِ سیب
#ه_الف_سایه
شیفت شب کی بیداره؟
منو هنوز یادتون هست؟؟؟؟
یه اخلاق خوبی که دارم اینه که راحت عذرخواهی میکنم.
یه اخلاق بدی هم که دارم اینه که اگه عذرخواهیِ منو قبول نکنی رسماً دشمنت میشم.
پ ن: قرص میخورم خوب میشم.
فدااااا
دوستان در آستانهی 31 سالگی یه نصیحتی بهتون میکنم و میرم؛
"زندگی کوتاهتر از اونیه که بخوای منتظر بمونی تا طرفِ مقابلت رفتارِ درست رو یاد بگیره".
بذار بره .
مرسی از پاسخگویی سریعات❤️
هنوز رل نزدی عظیم؟؟؟ بابا چیکار میکنی از پارسال تا حالا
جان منی تو. در معنی واقعی کلمه در بهترین زمان در بهترین مکان کامنت گذاشتی😂 یکساعته دارم فکر میکنم چه فیلمی رو امشب نگاه کنم. ممنونم ازت🌹
عشقِ بی غم توی خونه
خنده های بچهگونه
به دلم شد آرزو
بازیِ عمرمو باختم
کاخ امیدی که ساختم
عاقبت شد زیر و رو
ای خدا
ای خدا
ای خدااااااا
یکی از دردناکترین جملاتی که این چند وقته خوندم یه تیکه از نامه ای بود که ونگوگ برای برادرش نوشته بود. ونگوگ اواسط نامه نوشته بود که:
تئو، من فکر می کردم که بدون کلمات هم فهمیده میشم...
خدمت از ماست🌹
حس میکنم اومدم توی یه مدرسهی جدید و همهی دوستای صمیمی قبلیمو توی مدرسه قبلی جا گذاشتم. بلو اسکای این روزا این حسو بهم میده. کجان اون قدیمی ها؟
🌹🌹🌹
چند ماه بلو اسکای نیومدم، الان می بینم اکانت ایتس پیشی 4 ماهه فعالیت نداشته، این واقعا دردناک بود برام.
دلمون به شخم زدنهای تو خوش بود
@itspishi.bsky.social
یادمه وقتی که رفتی چشمُ بستم
شیشهی عُمرِ جَوونیمو شکستم
تا به تو پیغامِ دلجویــــــــــــــی فِرِستم
اسمتو با شیشه کَندَم روی دستم...
نه، فمنیسم😞
❤️❤️❤️
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزل خوان بروم
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد ؛
پرچم آزادیست
پیراهنِ من
بر بند رخت
سبک و رها
از اسارتِ تن
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد ...
آنچه نباید بر ما میگذشت ٬ گذشت
هرگاه ردِ پای کسی را که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم ٬ به خودم رسیدم ؛
مثل اینکه یکی از دخترا متوجه شده که ماجد به تصاویر گالری گوشیش دسترسی پیدا کرده
مثل اینکه یکی از دخترا متوجه شده که ماجد به تصاویر گالری گوشیش دسترسی پیدا کرده
امیدوارم که سر امنیت اطلاعات گوشیتون با کسی تعارف نکنید. گالری، پیامها، پسووردها، اطلاعات بانکی، کیف پول ارزهای دیجیتال، ایمیل ها، لوکیشن و...
همه اینها ممکنه در خطر باشن.
خواهش میکنم، همیشه به خوشی🌹