از این سکوت قبل از طوفان واهمه دارم.
از این سکوت قبل از طوفان واهمه دارم.
عرض نکردم؟
فکرکنم دیگه زمانش رسیده
به قول دوستان شاید عروسی به کوچه ما نرسه اما این عزا حتماً به کوچهٔ شما خواهد رسید.
آذوقهٔ جنگو خوردیم تموم شد رفت بسکه اینا به مذاکرات ادامه دادند.
رو به مردم پشت به بلواسکای.
اوضاع غریبیه.
چه فرآیند ترسناکی در بدن شروع میشه که یکی یهو ۱۲ تا عطسه پشت سر هم میزنه؟
Dead inside but still هورنی
شاید وقتی برگشتیم همهچیز بهتر شده باشه.
این روزای آخر دیر میگذره.
هنوزم خوشبینی به سبزی فردا؟
وضعیت عجیبیه، هرگز در عمرم اینقدر مشتاق وقوع چیزی نبودم که مثل سگ ازش بترسم.
دالی
شنیدن صدای کلاویه موقع پخش یه موسیقی سولو پیانو میره رو اعصابم.
بمان و پس بگیر.
«مسئله این نیست که من بدبختم، فقط دیگر به دنبال خوشبختی نمیگردم. صرفاً سعی میکنم روزم را بدون رنج زیادی سپری کنم.»
This is the end بخوان
سورخجول ما دو روزه کولر روشن کردیم، انگار سیدنی بِکَندهایم.
یه اسپاتیفای چیه؟ اونم نمیتونم پلی کنم بسکه کیفیت اینترنت زیباست.
:))) درود به بینشش
به قول دوستان باز خداروشکر که وقتی میمیریم دیگه زنده نیستیم.
سردرد نشانه زنده بودنه. بترس از روزی که سردرد نداشته باشی :دی
نمیدونم کدام پل در کجای جهان فولان شده که هوا اینجا اینهمه گرمه.
دارن میگن مواد غذایی خشک ذخیره کنید. کو پول؟ :))
اگر روزی از اینجا برم، کونمو کاملا بسمتش میگیرمو و فراموش میکنم در چنین جایی بودم.
اندک اندک جمع مستان میرسد.
خواهیم دید چه خواهد شد.
تو چه برزخی گرفتار شدیم اسماعیل!
چنان باسرعت بین VPNهای مختلف در حال سوییچم که بیوطن لقب مناسبی برامه.