فریاد بزنیم
زن، زندگی، آزادی
فریاد بزنیم
زن، زندگی، آزادی
دستش درد نکنه.
دورچی چیه؟ به منم بگین.
آره پسره، کلاً هم خیلی لات و مستقله، با دو تا سگ بزرگ شده.
مال ما شبم حتی نمیاد رو تخت.
نه بابا اینهمه عکس از گربههای بغلیشون میذارن همه
کاش میشد به یکی یه پولی بدم هر روز صبح وقتی خوابم بیاد صبونه رو بچینه روی میز، چای هم دم کنه و بره. خیلی دوست دارم وقتی بیدار میشم صبحونه آماده باشه.
خیلی غصه میخورم این گربه اصلاً بغلم نمیاد، توله جن.
این اداییا گل و گیاهاشونم با ما عامه فرق داره. گلدان بادرنجبویه، گل ادریسی. لعنتیای اصیل.
گفتین دایرکت بلواسکای فعال شده من گول خوردم لرگشتم، کو پس؟
بهش گفتم به نظرت لاک چه رنگی بزنم فردا؟ یه نگاه به قوطی آبی دامستوس کرد گفت این رنگی :))
هواپیما که وحشتناک گرون شده :(
شنبه و کوفت
شنبه و درد
یه خبرنگار درست حسابی هم پیدا نمیشه بره ببینه ماجرای مارها و عسگر حل شد یا هنوز از جانش چیزی میخواهند؟
بچه رو بردار ده روز رو برو پیش مامانت اینا.
از دست شماها ۲۰۴۸ هم دیگه نمیتونم بازی کنم، احساس پیری بهم دست میده
نخست به سراغ کمونیستها آمدند
خیلی حال داد.
دلتنگی، دلتنگی منو میکشه، دلتنگی.
منم از حال کسشرم مینویسم، نگران نباش :))
چه شانسی آوردم دهه شصتی نیستم وگرنه بلواسکای راهم نمیدادن انگار.
سلام، من یک پیرزن هستم که در نسل خودم مرا نپذیرفتند، به گروه جنزی ها پیوستم تا تواناییهای خودم رو ثابت کنم
اون وقتا که حال روحیم خیلی خراب بود چندبار وسط راه از تاکسی پیاده شدم چون نمیتونستم آهنگی که گذاشته بود رو تحمل کنم. حقیقتا انسان موجود قوی در عینحال شکنندهایه.
از کرم مرطوبکننده خواهش میکنم بیاد خودشو بماله به دستام.
عید من اون روزیه که اینستاگرام از بین بره.
شصتی میرزمد، جنزی میلرزد.
زهر پاتکاشون رو گرفتیم دکتر، زدن به غر و گلایه :))
#کهنهسرباز
همه دارن برمیگردن توییتر، آخر خودم تنها میمونم اینجا
شرمندهام
اون سال بعد از ۱۸ تیر کنکور داشتم. سر جلسه کنکور شعار دادیم پاسخنامههامون رو پاره کردیم و اومدیم بیرون؛ یک سال از زندگی عقب افتادم. بارها و بارها بهش فکر کردم که ما بینش سیاسیمون از همونجاها شکل گرفت، و چه راه طولانی اومدیم برای گذر از کثافت اصلاحات.
کار و برنامهریزی.