وای دوست دارم جیغ بکشم.
وای دوست دارم جیغ بکشم.
I’m fucking exhausted.
جدی یه پریشونی بدی دارم. حتی نمیتونم بگم و توصیفش کنم. خیلی له و خستهم تو یه جنگ نابرابر بودم.
کاش از اون بارون رگباریها بزنه بعدش راحت برم سمت پل.
دلم عمیقاً کنسرت قربانی میخواد. برم و باهاش بخونم و غم عالم بریزه تو دلم. گریه هم ندارم سنگینتر از قبل بیام بیرون.
خیلی سخت شده همه چی. حتی کوچکترین کارهای روزانه. سگ سیاه افسردگی و انزوا ولم نمیکنه.
خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم.
من جدی از پا دراومدم، تحمل این همه فشار روانی رو ندارم.
من سوختم شما نسوزید.
به من مانگا بدهید.
دکتر رو رفتم چون حس میکردم باید برم. اما تو مطب فهمیدم حالم از هرچی قرصه بهم میخوره. کاش متوجه نشید اما افسردگی تو باتلاقش غرقم کرده. گفت کارت از روانشناس و روانکاو گذشته. کفتم داروهات آزارم میده نمیتونم بخورم فایده نداره. گفت بستری شو مراقبت باشن. نمیفهمید من مراقبت نمیخوام فقط پایان میخوام.
نمیدونم تا کی میشه اما اگه الان بمیرم ادم خوشحالتریم
باید یه مدت دور شم. برگردم تو پیله. فعلاً!
چقدر غصه بهم حمله کرده.
بیشرفم اگه شرف این منشی بیشرف رو نبرم امروز.
مچ دستم رو اینقدر خاروندم داره خون میاد دیگه.
صداها واقعاً دارن آزاردهنده میشن برام. حتی صدای موتور و بوق باعث بهم ریختن حالم میشه.
دستم رو باید قطع کنم.
خشک شدم نمیاد دیگه
کنسرت قربانی موند رو دلم.
یعنی بزنیم بیاد؟
دستم رو بازور تکون میدم واقعا دارم روانی میشم.
یعنی مزخرفتر از آدمی که ته هر حرفی رو به سکس میکشونه نیست. حالت بده؟ سکس خوبه هورمونت رو تنظیم میکنه. حوصلهت سر رفته بیا پیشم اوکی میشه. حال آدم از هرچی آدمه بهم میخوره.
انگار هنوز تو دلم مونده. کاش همه چی رو میشد کند و انداخت دور.
الان بلند میشم زنیکه و بچهش رو از پنجره پرت میکنم پایین.
یه دنیا خستگی رومه
فردا آخرین دفعه است میرم چکاپ. از سگ کمترم باز برم. نه حوصله دارم نه توان و انرژی.
+Oh! You didn’t sleep again!
Me: No, Insomnia is my bestie. It never leaves me alone.
واقعاً آدم دوست داره بمیره تو این گرما. البته من تو سرما هم میخوام بمیرم ولی خب دلیل نمیشه به گرما توهین نشه.
روز به روز بدتر شدن.