تست با dnst
تست با dnst
سلام به همه. به زور وصل شدم. کانفیگ از کجا بگیرم؟
سایهام را بغل میکنم
نور، همیشه راست نمیگوید.
Sometimes love doesn’t break, it just goes quiet. Not to punish, not to win… just to protect something too tender to say out loud. If there’s any strength in love, it’s this: choosing care over pride, even in silence.
ما هنوز ایستادهایم. نه چون طوفان کم بوده، چون ریشههامان از خاکیست که سقوط را باور نمیکند.
سلامت باشی عزیز دل.
قربانتتتتت
Changed my Profile's photo!!!
دلم برات تنگه مادر...
گاهی آدم مجبور میشه با چند تا دست، هزار کار رو جمع کنه… اما این روزها حتی با هزار دست هم نمیشه وزن خبرهای تلخ رو از دوش دل برداشت.
هر روز یک اسم، یک قاب سیاه، یک خانهی خاموش و ما بین کار و زندگی، داریم آرامآرام کم میشیم.
خدا به این خاک و به مردمِ زخمیاش رحم کند. 🖤
گاهی تاریخ آنقدرسنگین میشودکه خیابانها دیگرفقط سنگفرش نیستند.حافظهاند.حافظه قدمهایی که برگشتند، وصداهایی که هرگز برنگشتند.مادرزمانهای ایستادهایم که امید،دیگر یک رویا نیست؛یک وظیفهی دردناک است.
وانسان، وقتی زیاد سوگوارشود، یامیشکند
یابه شکلی ازشجاعت بدل میشودکه دیگر هیچ قدرتی توان خاموشکردنش راندارد
یه متن قشنگ خوندم... خلاصه اش اینه:
در ایران بودن خودش یه نوع لانگ دیستنس حساب میشه...
بعد از مدتها سلام...
به گا رفتیم به گا،،، به گا رفتیم به گا،،،
Repost please.
حالم گرفته. دستم از خیلی چیزها کوتاهه. ای کاش میشد بشه یه کاری کرد. دوباره ایران رو خوشحال ببینیم.
قربانت. نای هیچکاری رو نداشتم. همه ما عزاداریم…🖤🖤🖤
سلام به همه.
چرا خدا اون صبره رو که میگن نمیده؟ چیه این عشق به پدر و مادر…
هلاکم. هلاک. دنیام تمومه. زندگی بی شما تمومه.
امیدوارم. اما یه جریاناتی پیش اومد که دهنممممم پاره شد.
نشد. همشون از زندگی ماورایی حرف میزنن
هرچی سعی میکنم نمیشه. دردش و غمش شدیدا سنگینه...
دخترم رز وقتی کوچولو بود...
دلم تنگ پدر و مادر ه و هیچچچچچچ کاری نمیشه کرد و این دیوونه ام کرده.
قربان شما. از بعد از دست دادن پدر و مادر روح و روان جالبی ندارم. غرقم. غرق در چیزی به نام غم...
تو این دو ماه ده بار به مرگ فکر کردم...
فکر نمیکردم این قدررررر به هم بریزم. اوضاع روحی روانیم جالب نیست اصلا این روزا.
هیچی از ارزشهای ما کم نمیکنه. 🤣🤣🤣. تبریککککککک.
همه چیز خوب و عالی. 😉😉😉
قربانتتتت.
قربانت. نه. نبودم. شدیدا درگیر کار و یک چالش شر بودم شدید.